طقه ای که اکنون استان کهگیلویه و بویراحمد نام دارد دارای پیشینه کهن تاریخی است . هر چند در گذشته ای نه چندان دور ،جزء یکی از بلوکهای مملکت فارس بوده که خود شامل دو قسمت می‌شد : قسمت شمال شرقی که آن را سردسیر و کوهستانی و پشت کوه می‌نامیدند و قسمت جنوبی و غربی که نره کوه و بهبهان نامیده می‌شد.

در عهد باستان محدوده کهگیلویه ، انشان یا انزان نامیده می‌شد که شامل کهگیلویه و ممسنی بوده است . پژوهشگران بر این باورند که مردمان انزان خود بخشی از مردمان پارس بوده و باهخامنشیان هم نژاد بوده اند .

در سال 1258 هجری قمری ، رامهرمز ، شادگان ، هندیجان ، بندر معشور ، لیراوی و زیدون جزء کهگیلویه و بهبهان بوده اند ( بهبهان و کهگیلویه دارای سرزمین و محدوده مشترک بوده اند ) و از آن تاریخ به بعد مناطق نامبرده از آن جدا شدند . از سال 1324 هـ . ش به جهات سیاسی ، بویراحمد از کهگیلویه مجزا و ضمیمه استان فارس گردید . در دهه 1330 در قلمرو ایل بابویی شهر دوگنبدان شکل گرفت .

اکنون استان کهگیلویه و بویراحمد مرکب از هفت شهرستان بویراحمد ، کهگیلویه ، گچساران ، دنا ، بهمئی ، باشت و چرام با جمعیتی بالغ بر 634 هزار نفر و مساحتی در حدود 16 هزار و 264 کیلو متر مربع ، چونان پلی ارتباطی ، استان‌های فارس ، اصفهان ، چهار محال و بختیاری ، خوزستان و بوشهر را به هم مرتبط ساخته است . منابع آبی بسیار ، جنگلهای چشمگیر ، معادن طبیعی متعدد ، ذخائر نفتی مناسب ، پوشش گیاهی متنوع ، گونه‌های جانوری متعدد ، قلل مرتفع ، باغات و کشتزارهای زیبا ، طبیعت این استان را چونان گوشه ای از بهشت جادوان به تصویر کشیده است .
کهگیلویه وبویراحمد منطقه‌ی ناهمواری است. حدود سه چهارم مساحت منطقه ازارتفاعات وتپه ماهورها تشکیل شده است. دشتها تنها یک چهارم مساحت را تشکیل می‌دهند. بلندترین نقطه در این استان قله‌ی دنا واقع در شهرستان دنا با ارتفاع 4409 متر وپست‌ترین نقطه‌ی آن چره زن در جنوب غربی بی بی حکیمه در شهرستان گچساران می‌باشد که 197 متر از سطح دریا ارتفاع دارد.

کوههای این استان از رشته کوههای زاگرس به شمار می‌روند که در شمال با داشتن یخچال‌های طبیعی سرچشمه رودهای پرآب هستند. کوههای مهمی همچون کوه خائیز در جنوب دهدشت، کوههای نیل وحجال در شمال شرق یاسوج، کوه خامی در شمال شرق گچساران، کوه نور( نیر)در مرکز استان، کوههای سیاه وسفید در بهمئی وشرق لنده وکوه دل افروز در شمال وکوه ساورز از مهمترین کوههای استان به شمار می‌روند.

دشتهای سروک، دشت روم در شهرستان بویراحمد ودشتهای امامزاده جعفر، لیشتر، دشت گز وباشت در شهرستان گچساران، چرام ودهدشت در کهگیلویه از دشتهای مهم استان هستند.

آب وهوای استان: بدلیل کوهستانی بودن وامتداد این کوهها از شمال غربی به جنوب شرقی وبلندی آنها، همچون سدی در مقابل توده‌های فعال جوی مقاومت می‌کنند. از این رو در تنوع آب وهوایی استان مؤثر واقع شده اند ودو نوع آب وهوای سردسیری وگرمسیری به وجود آمده است.
سابقه بویراحمد در صفحات تاریخ ملی و محلی به قرن نه م ش برمی گردد . در اسناد و مدارک حکومت صفویه به وضوح نام بویراحمد یا بویری ب ه کار رفته است .
قرائن و اسناد نشان م یدهد که بویراحمدی‌ها در دوران صفویه دارای سازمان ایلی بوده اند، ایل را هم خانواده کی ملک بویراحمدی رهبری میکرد .

برای مدت زمانی قدرت بویراحمدی‌ها در میان ایالت استان رو به کاهش داشته است، ولی دوبارهدر دورۀ زندیه ( ۱۱۶۰ ش) به اعتبار سوابق و حضور در صحنه ایلیاتی قدرت گرفت، بطوری که طبق گفته ژان گور فرانسوی در کتاب خواجه تاجدار سه هزار سوار بویراحمدی در زمان جنگ لطفعلی خان زند با آقامحمدخان در منطقه سمیرم حضور داشته اند برای مدتی لطفعل ی خان در دور ه ای که از شیراز رانده گردی د در منطقه
بویراحمد تل خسرو بوده است.

موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد  در هرحال در دورۀ زندیه، دوباره ایل بویراحمد شکل عینی و عملی می‌گیرد و رسماً از طرف ابراهیم خان کلانتر وزیر زندیه به کی هادی بویراحمدی لقب هادی خان و ضابطه چهار بنیچه کهگیلویه را م یدهد. در همان زمان بویراحمد به رهبری کی هادی ایل برائی را که در منطقه بویراحمد سفلی سکونت داشت ه اند شکست داده و اولین توسعه طلبی بویراحمدی‌ها آغاز می‌شود که مورد تصدیق محققان است.
پس از پیروزی، هاد یخان قلمرو برائیها را که در منطقه بویراحمد سفلی شرقی کنونی قرار داشت به قلمرو خود منضم و آن ای ل را خراجگزار خود کرد . پیروزی بویراحمدی‌ها موجب گسترش طوایف مستقل کوچکتری به هادی خان شد و بدین ترتیب قدرت او گسترش یافت.
موفقیت بزرگ دیگری که ک یهادی (هادی خان ) در زمان ریاستش در جهت گسترش قلمرو ایل بویراحمد کسب کرد، تصرف قلمرو ایل کومر ه ای و پیوندش با بویراحمد می‌باشد. ایل کومر‌های در مناطق امروزی همچون دیل، شاه بهرام، اسپر و نیمدور، فتح، گناوه، نارکی، مارین، پیچاپ، آرند و… قرار داشته است که مورد تصدیق محققان است.

در واپسین روزگار پادشاهی زندیه و درآغاز پادشاهی قاجاریه، که هادی خان پسر کی ملک بویراحمدی با کمک فتحعلی شاه قاجار والی پارس و کوه گیلویه، ضابطی ایلات چهاربنیچه: (نویی، چرامی، دشمن زیاری و بویراحمدی ) را دریافت کرد، با بهر هگیری از پشتیبانی دولت قاجار به نام گرفتن مالیات (دیوان) دولتی همراه چندین دسته سرباز و افسر به ایل کوه مره کوه گیلویه تاخت و پس از گرفتن و کشتن و تاراج روستاهای این ایل که مرکز خان نشین و کلانتری آنان در روستای (دنمو= نامو) در دامنه رشته کوههای (بورمابیان = بورمامیوم ) و کوه اخنک و ملغان جای داشته، مردم ایل را پراکنده و سپس پیوند بویراحمد گردانید. بومیان سالمند این
ایل می‌گویند: هادی خان هفتاد تن از سران و بزرگان این ایل را در یک روز از میان برداشته و روستاهای آنان را به آتش … بویراحمدی‌ها نزدیک به پنجاه و اندی سال بر موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد  سرزمین کومره که از دهدشت تا خیرآباد گچساران و تا مرز ایلات باشت و چرام گسترش داشت فرمان می‌راندند، و هر یک از سران کومره ای در برابر بیداد و زورگویی خان بویراحمد به پا م ی خواست یا او را می‌کشتند، یا او را آواره و تاراج می‌نمودند، بدین سان توان این ایل رو به نابودی و ورشکستگی نهاد که به گذشت زمان به انگیزه این ستمکاری‌ها این ایل زیردست و پیوند ایل بویراحمد گردید .(مجیدی  ( مردم و سرزمینهای استان کهگیلویه و بویراحمد   روابط حسنه حکومت فارس با هادی خان باعث گردید، که قدرت و شهرت بویراحمدی‌ها بالا گیرد و با روی کار آمدن خاندان قاجار ( ۱۱۷۴ ش) بویراحمدی‌ها و
خانواده کی هادی با آنها کنار آمده اند. در آن زمان قدرتمند‌ترین ایل کهگیلویه نوئی بود و با دولت قاجار بر سر مالیات و کشتن سربازان در تنگ پیرزال به دلیل مسائل اخلاقی، اختلافاتی پیش آمد. رهبران بویراحمدی از این موقعیت استفاده کردند و توانستند به تدریج در شکست و انهدام ایل نوئی به کمک دولت قاجار موفق شوند . در هر حال در زمان ک ی ملک دوم بویراحمدی و فرزندانش (کی هادی، کی شاهین و کی عبدالخلیل) ایل بویراحمد شکل م یگیرد و محمدطاهرخان فرزند ک یهادی جانشین پدر می‌شود و در دوران زمامداری ایشان ( ۱۲۱۲  ۱۱۷۴ ش) ایل بویراحمد قدرتمند می‌شود و محمدطاهرخان قلمرو ایلی را بین فرزندانشا ن تقسیم م ی کند . آنهایی که مادرشان طیبی بود در آرو مستقر شده و خان بویراحمد گرمسیر محسوب م ی شوند، فرزندان دیگرش که مادرشان بویراحمدی بود، تل خسرو را به عنوان مرکز خانی بویراحمد سردسیر انتخاب می‌کنند و بعد از این توسعه و گسترش قلمرو بویراحمد ادامه پیدا می‌کند که بطور خلاصه به شرح آن می‌پردازیم:
بویراحمدی‌ها ابتدا توسعه طلبی قلمرو ارضی را از سرود یاسوج آغاز نموده و همزمان با شکست ایل برائی، باوی‌ها را که در غرب یاسوج مستقر بودند بیرون می‌کنند. به گفته حاجی یداله دهراب پور، غرب رودخانه مهریان که آب ریز موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد  تنگ شاه حسن می‌باشد مربوط به باوی بود که شامل مزک، گنجه ای تا حدودی از گوشه و اطراف م یباشد. در همان زمان بخش وسیعی از منطقه سرورود تا محمودآباد مربوط به ممسنی‌ها بود. یکی از تیرتاجی‌ها از خانواده امیرها در آسیاب کردلاغری به وسیله جوانان ممسنی کتکاری و اذیت می‌شود، ایشان حرکت می‌کند و م ی رود پیش ملارشید ملاکلبی بویراحمدی، مادرش دختر محمدطاهرخان، ملارشید مشهور بود، بطوریکه به رشید حد زن معروف گردید، منزلش در چنار بود شخص کتک خورده به چنار م یرود . خطاب به ملارشید می‌گوید: اگر مرغ هستی خاگ بگذار و اگر خروس هستی بانگ بزن، ملارشید موضوع را از ایشان جویا شد . او بویرها را که در حدود چهارصد نفر بود جمع کرد و کل منطقه (قلمرو ممسنی ) را آتش زدند، خان ممسنی مخفی شده ولی او را کشتند و ممسنی‌ها پا به فرار گذاشتند و در حین کوچ دوازده هزار میش در مله کولی کش از ممسن یها غارت کردند، پس ار این حادثه تیرتاج ی‌ها در سرود مستقر شدند و بهترین املاک را در اختیار گرفتند . بخش اصلی از جمعیت تیرتاجی‌ها از جمله محمدصادقی  امیری  حاجتی  خانواده نگی ن تاجی و عسکریان  اکبری  حسین زاده و باقری در اصل از بختیاری آمده اند. طبق گفتار منابع محلی اولین بار ملارشید معروف، ترکان را در تل خسرو شکست داد و پس از آن پیروزی با چهارصد نفر تفنگ چی که مجهز به تنفگ‌های گله سرپی (دهن پور ) بودند (این تفنگها را خانواده دلواری تنگستانی که اصلاً از لرهای استان بود می‌فرستاد) برای جنگ با ترکان به طرف کوه گل و مله بیژن به حرکت درآمدند، ولی وقتی آنجا رفتند خبری از ترکان نبود، زیرا از ترس فرار کردند و در خرداد و تیرماه در حوزه دال کوه دنا ملارشید با نیروهایش باقی ماند و اجازه نداد که آبادی ترکان از کوه دنا به طرف سمت برقتو آبادی آنها بیاید.
به قولاً این شعرهای محلی در آن دوران سروده شد:
کوه دنا راه و مبده سَرِت بِنشینُم سیل عالمی کَنم عالمی بوینم
موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد 
بَرگ بید سرچنار چهچۀ سار بلبل نازنین و نَشمه کنارش پر از گُل

گویا این شعر آخری مربوط به مادر ملارشید می‌باشد. پس از پیروزی و موفقیت بزرگ که بویراحمدی‌ها به رهبری ملارشید در مقابل ترکان کسب کردند، توانست مقداری از قلمرو بختیاری را نیز تصرف کند و کوه رنگ قبیله فلارد را حد و مرز بویراحمد و بختیاری قرار داده و پس از آن طوایف درویشی، جلالی، آقایی، سادات چاهن، زیلایی و امیرگپی و تاج امیری در قلمرو و تصرف بویراحمد در آمده است. در مله حدگه غرب دو گنبدان که در حال حاضر شهر به او رسیده است باوی و بویراحمد اختلاف داشتند ملارشید و عل یبخش و آلابخش و کی زی نالخون برفتابی که رهبری بویراحمدی‌ها را داشتند توانستند باویها را شکست دهند و از آن زمان به بعد به ملۀ حدگه معروف شد که بنام گربنگه شهرت دارد. شرق منطقه مل هحدگه مربوط به باویها و غرب آن مربوط به بویراحمد شد. قبرکاشاهول حاجتی بویراحمدی در مله حدگه جهت تثبیت مالکیت بویراحمد گذاشته شد، ولی باویها قبول نداشتند و سنگ او را شکستند. حضور و نام ملارشید در قلمرو بویراحمد پررنگ و بزرگان و معمرین قوم از قدرت و گسترش قلمرو به وسیله ایشان یاد می‌کنند. منابع محلی  برایم گفت : جوی کشاورزی میری در رود بال نازمکان توسط ملارشید ملاکلبی کشیده شد.
صد نفر کاره کنه سرجوی میری ماشاا… ملارشید هرگز نمیره

تل ملارشید در نزدیکی بُوای کهگیلویه معروف است و آثار قلعه اش در آنجا باقی است. نقل م یکنند در آنجا وقتی نقاره م یزدند نیروهایش فرا م ی رسید، نقاره خانی دیگری در فیلگاه دهدشت مربوط به نیروهای ملارشید ملاکلبی از تیره دش ت موری بویراحمدی وجود دارد. بویراحمدی‌ها پس از آنکه سررود یاسوج را تصرف کردند، دشت روم را که در ابتدا متعلق به باویها بود ولی ممسن یها آن را گرفته بودند. در زمان خانی خداکرم خان بزرگ تصرف کردند و باقیمانده آن هم در زمان کریم خان بویراحمدی ضمیمه بویراحمد گردید . طبق گفته منابع محلی  سرآبتاوه تل خسرو ، موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد  کمبوا، بی سردره، دهنو، تنگ سرخ، گنجگون متعلق به ترکان بود، ولی بویراحمدی‌ها از دوران قاجار تا اوایل دهه چهل شمسی با زور و قدرت تفنگ و چماق آنها را تصرف کردند، ولی گنگجون را در سال ۱۳۴۰ ش بویراحمدی‌ها از جمله حاج بیژن منصوری، آقا یدا… ارجمند، میرمذکور نی کنژاد، حاجی قباد کاوسی تامرادی، زریر مهرابی آق ایی، آقا خلیفه خسروی، آقا جهانگیری روزخوش، سیدرضا حسینی از فرزندان اسفندیارخان کشکولی و فجیبک خسروانی خریداری نمودند . علاوه بر آن بخش وسیعی از مراتع گورگو بلهزار کوه پهن را از جاوید ممسنی با زور تصرف کردند و بین طرفین درگیری خونی بوجود آمد و از جاوید افرادی کشته و زخمی شدند، ولی آقای جعفرابطحی به دلیل وکیل بودن و داشتن جایگاه دولتی و اعتبار محلی مسائل را حل و فصل کرد و نصف مراتع گورگو به جاویدها واگذار گردید، از سالهای ۱۳۳۹ به بعد در امورات دولتی و درگیریهای عشایر بویراحمد با ترکان مرحومان (حاج بیژن منصوری و آقایدال هارجمند) هدایت و رهبری امور بویراحمدیها را نزد مقامات دولتی و اصلاحات ارضی به عهده داشتند. از جمله آقای منصوری ادله آورد که نشانۀ مالکیت قلمرو بویراحمدیها در گورگو قلعه میرغلام شاه قاسمی معروف بویراحمدی است که این قلعه را در اوایل پادشاهی رضاشاه احداث کرده است . چون ترکان بگ دیلی قشقایی اداعای مالکیت م یکردند و کمی پایی نتر از قلعه میرغلام نیک نژاد مرز بویراحمد و ترکان ب گدیلی معروف به کون سرخ قرار گرفت . طبق گفته منابع محلی  آقا فتح اله منصوری در دوران رضاشاه با طایفه اش وارد خاک تنگ سرخ شد و دو دانگ از خاک تن گسرخ را از اسفندیاری کشکولی خرید و بقیه که متعلق به فتح اله خان و عبدال هخان کشکولی بود در دوره اصلاحات ارضی ۱۳۴۱ به کشاورزان بویراحمدی واگذار شد و دو خان پول زمینهایشان را دریافت کردند و تنگ سرخ از هفت قسمت تشکیل می‌گردد که هر قسمت مربوط به یک فامیل است.
استان کهگیلویه و بویر احمد که در جنوب غربی ایران قرار گرفته است یکی از استانهای زیبای کشور می‌باشد که به سرزمین چهار فصل شهرت یافته است. این استان بین مدارهای 29 درجه و 52 دقیقه و 31 درجه و 26 دقیقه شمالی در نصف النهارهای 49 درجه و 55 دقیقه و 51 درجه و 53 دقیقه شرقی قرار دارد. کهگیلویه و بویر احمد از شمال با چهار محال بختیاری، از شمال شرق با استان اصفهان، از شرق با استان فارس، از غرب با استان خوزستان و از جنوب با استان بوشهر هم جوار است. این استان دارای 5 شهرستان، و 41 دهستان و 14 شهر می‌باشد.
بر اساس آخرین سرشماری جمعیت استان اندکی بالغ بر یک میلیون نفر بوده که حدود 42 درصد آنرا جمعیت شهری، 5/56 جمعیت روستایی و 5/1 درصد آن را جمعیت غیر ساکن یا عشایریاست. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری استان دارای پنج شهرستان (بویراحمد، دنا، گچساران، کهگیلویه و بهمئی)، 13 شهر، 14 بخش، 40 دهستان و 2015 روستا است. از لحاظ پراکندگی جمعیت، شهرستان بویر احمد با 39 درصد پرجمعیت‌ترین و شهرستان گچساران با 23 درصد کم جمعیت‌ترین شهرستان بوده اند. میانگین تراکم نسبی جمعیت استان 5/33 نفر در هر کیلومتر مربع می‌باشد و شهرستان بویر احمد به دلیل وجود مراکز سیاسی و اداری و شرایط آب و هوایی مناسب با 6/38 نفر در کیلومتر مربع پرتراکم‌ترین و شهرستان گچساران با 6/28 نفر در هر کیلومتر مربع کم تراکم‌ترین ناحیه استان به شمار می‌رود. علاوه بر این نوعی تقسیم بندی ایلی در استان رایج است که شامل بویراحمدی، بابویی دشمن زیاری، چرامی، طیبی، بهمئی و قشقائی است. بطور کلی مردم این استان به لهجه‌های لری و ترکی و در یاسوج علاوه بر لری و ترکی لهجه اردکانی و در دهدشت و دوگنبدان تعدادی نیز با لهجه بهبهانی تکلم می‌کنند. ساختار جمعیتی در کهگیلویه و بویر احمد علیرغم افزایش جمعیت ساکن نسبت به عشایر، بر اساس ساختار ایلی قرار گرفته است. به نظر می‌رسد عوامل مؤثر بر این نوع زندگی علاوه بر آداب و سنن گذشته جغرافیای منطقه باشد. در این شکل جمعیتی اگر چه اکنون خان و عوامل وی به عنوان قدرتمندان رأس هرم چندان جایگاهی ندارند لیکن هنوز ریش سفیدان و بزرگان ایلی دارای نفوذ و قدرت فراوان هستند.
این استان ابتدا قسمتی از انشان بوده و در دوره ساسانی با عنوان به آمد کواز، ارگان و قسمت کوهستانی آن به نام زم زمیگان معروف بود. با ورود اسلام این منطقه ابتدا ارجان، زم گیلویه و کهگیلویه و از دوره تیموری با از بین رفتن اتابکان لر بزرگ، سراسر منطقه به کهگیلویه معروف شد. از سال 1342 خورشیدی که به فرمانداری کل تبدیل شده به دلایل سیاسی، کهگیلویه و بویر احمد نامیده شد. در مورد نامگذاری کهگیلویه در آثار تاریخی مطالب مختلفی آورده شده است. حسن فسایی در فارس نامه ناصری وجه تسمیه آن را به دلیل وجود میوه ای به نام ‹‹ کیالک›› می‌داند که البته نامعقول به نظر می‌رسد. از نوشته‌های ابن خرداد به و استخری در سده‌های سوم و چهارم هجری چنین بر می‌آید که ‹‹ گیلو›› یکی از سران قوم لر و در محدوده جغرافیایی بین خوزستان، فارس، اصفهان امروزی بوده است که به دلیل کوهستانی بودن پس از مدتی این منطقه به کوه گیلویه معروف شده است. به نظر استخری رموم یا (قبایل) پارس پنج تا بوده ورم جیلویه یا گیلویه که به رم زمیجان هم معروف بوده از همه بزرگتر بوده است (مسالک ممالک ص 96). این منطقه از طرفی به استخر و از طرفی به کوره شاپور و از طرفی ارجان و از طرف دیگر به بیضا و حدود سپاهان قدیم یا اصفهان محدود می‌شده از سویی نیز به حدود خوزستان و ناحیه شاپور محدود می‌شده و آنچه از روستا و شهر در این ناحیه بوده در شمار این قبیله بوده است. طبق نظر استخری در مسالک و ممالک، گیلویه مهرگان بن روزبه به همایجان سفلی از توابع کوره استخر رفته بود و به سلمه خدمت می‌کرد. چون سلمه بمرد، گیلویه رم زمیجان را با زور بگرفت و قدرتمند شد. بطوری که بر آل ابودلف حمله کرد و برادر قاسم بن عیسی ( 210 تا 225هـ ) یعنی معقل بن عیسی را کشت. ابودلفیان بر گیلویه حمله کردند و او را بکشتند و تا اواخر روزگارشان که از عمرولیث صفاری شکست خوردند، سر گیلویه را بدلیل اهمیت و قدرت وی، در پیش لشکر خود می‌بردند. با وجود شکست گیلویه ریاست قبایل زمیگان در دست اعقاب گیلویه باقی ماند. بر اساس اطلاعات کتاب حدود العالم در نیمه دوم سده چهارم هجری قمری اولین بار به کوه‌ها و مناطق کوهستانی این منطقه کوه جیلو یا گیلو گفته شده است. ( حدود العالم، ص 32 ) در پایان سده پنجم هجری قمری ابن بلخی در فارسنامه خود از این منطقه به نام کوه گیلویه یاد کره است. از سده ششم هجری قمری به بعد منابعی که از این منطقه یاد کرده اند، نام کهگیلویه را بر بیشتر سرزمین امروزی آن اطلاق می‌کنند. قدرت یابی طوایف کوه گیلویه از یک سو و خرابی ارجان از سوی دیگر سبب شد که در دوره مغول و تیموری در بیشتر نوشته‌ها کوه گیلویه بکار برود. پس از چیده شدن جکومت اتابکان لر بزرگ در 827 ه. ق و از دوره صفویه نام کهگیلویه به سرزمینهای وسیعی از اصفهان تا خلیج فارس اطلاق می‌شده است. در دوره پایانی سلسله صفویه این منطقه به نام کهگیلویه و بهبهان معروف است و در سال 1342 خورشیدی به دلیل سیاسی به کهگیلویه و بویراحمد تغییر نام یافت.
اهالی لر این استان که درصد بالایی از جمعیت آن را تشکیل می‌دهد بر حسب قراین تاریخی متعلق به نژاد آریایی و قوم پارس می‌باشد. هر چند هیچ قوم و نژادی در زمان حاضر نمی‌تواند ادعای اصیل یا خالص بودن از خود نماید ولی روی هم رفته با تکیه بر اینکه لرها خود با یک گویش خاص تکلم نموده، در کنار هم جنگیده، با هم زندگی مشترک داشته و جزو در زمان حال که با اقوام دیگر ایرانی خویشاوندی نموده اساساً خویشاوندی میان آنها بصورت بسته بوده است می‌توان به هم نژادی آنان در شکل دهی هویت بومی و قومی آنان توجه داشت.
صنایع دستى در بین مردم کهگیلویه و بویراحمد از جایگاه ویژه‏اى برخوردار است. آنان در کنار فعالیت‏هاى کشاورزى و دامدارى بخشى از نیازهاى زندگى خود را از طریق پرداختن بدین گونه فعالیت‏ها تأمین مى‏کنند.
بافتن قالى و گلیم‏هاى زیبا و گبه از جمله منابع درآمدزاى خانواده‏هاى عشایرى کهگیلویه و بویراحمد است.
این کار بیشتر توسط زنان صورت مى‏گیرد و آنها در کنار بافت قالى، کارهاى سوزن دوزى و بافت پارچه‏هاى ساده سنتى را نیز به شکل زیبایى انجام مى‏دهند.ظرافت و زیبایى دو عنصر عمده سوزن دوزى است و مى‏توان آن را در شلوارها و پیراهن‏ها و رواندازهاى دوخت دست زنان این منطقه مشاهده کرد.
صنایع دست بافت در کهگیلویه و بویراحمد متنوع است و مى‏توان آنها را به چهار دسته تقسیم کرد:
1ـ بافته‏هاى دارى نظیر قالى، جا نمازى، پشتى و خورجین.
2ـ بافته‏هاى بدون گره نظیر گلیم.
3ـ بافته‏هاى میلى نظیر جوراب و دستکش.
4ـ سوزن دوزى در البسه و پوشاک محلى.
گبه نیز از دست آفریده‏هاى عشایر کهگیلویه و بویراحمد است. دستگاه گبه مانند گلیم ساده بافت است، با این تفاوت که هم تار و هم پود آن کلفت‏تر در نظر گرفته شده و مقدار گره‏ها نیز متفاوت است.
ویژگیهاى فنى بافته‏هاى کهگیلویه و بویراحمد استفاده از پود بیشتر، سبکى وزن، ضد بید بودن گلیم و فاصله رنگها در نقوش و ثبات رنگ آنهاست.
موسیقی در کهگیلویه وبویراحمد جایگاه خاصی در زندگی روزمره دارد. به هنگام شادی و غم وهمچنین در هنگام کوچ چرای گوسفندان هر کدام نوعی موسیقی بکارمی رود. نی به دو شکل کوچک و نی هفت بند از جایگاه ویژه برخوردار است. چوپانان درصحرا و نوازندگان حرفه ای در مجالس و شب نشینی‌ها از نی استفاده می‌کردند. علاوه بر نی، دهل و نقاره و کرنا و ویلن از دیگر ادوات نوازندگی است و با آن مقامهای مختلفی را می‌نواختند. برخی این مقامها مثل بره وری (بره بلندشو) در جمع آوری گوسفندان و با نی نواخته می‌شود. نمونه یا مرثیه خوانی از دیگر مقامهای موسیقی سنتی کهگیلویه و بویر احمد است. این مقام با نی نواخته می‌شود. در بر انگیختن احساس شنوندگان بسیار مؤثر است. از دیگر مقامهایی که در عروسی بکار می‌گیرند دستمال بازی که به دو پا، سه پا، ترکی، یک پا، باباکرم و ترکه بازی و اسب سواری است.
پوشاک هر قومی معرف هویت آن قوم است. در کهگیلویه و بویر احمد بنا به فرهنگ و اعتقادات و باورهای مذهبی و ملی وتحت تأثیر شرایط آب و هوایی از پوشاک خاص خود استفاده می‌کنند. 
صد در صد مردم این استان مسلمان و شیعه اثنی عشری هستند و به طور عمده تحت تأثیر جاذبه‌های دین جان بخش اسلام شده اند. به هر حال رفتار دینی مردم استان در گرامیداشت اعیاد اسلامی، عزاداری سالار شهیدان (ع) تکیه اساسی بر حرمت ویژه روزهای وفات ائمه (ممنوعیت ازدواج)، نامگذاری فرزندان به نام بزرگان دین و ائمه اطهار (ع) همه نشانگر عمق تعصب و ارادت خاص این مردم به اسلام و شعائر و آیین‌ها و دستورات آن است که در شکل بخشیدن به هویت دینی و قومی آنان اثر گذار بوده است.
در میان مردم کهگیلویه وبویراحمد اشعار حماسی شاهنامه فردوسی از جایگاه خاصی برخوردار است. شاهنامه خوانی برای هر فرد علاوه بر جذابیت‌های اقناعی امتیاز خاصی نیز دارد. معمولاً افراد شاهنامه خوان تمامی ابیات و صحنه‌های نبرد را از حفظ می‌خوانند. سعی شاهنامه خوان بر آن است که شنونده را در فضای خیالی صحنه‌های شاهنامه قرار دهد. از این رو شاهنامه خوان در این راه کوشش بسیار دارد. این ادب شفاهی مورد علاقه زن و مرد کهگیلویه و بویراحمد است و معمولاً شبهای دراز زمستان را با برنامه‌های شاهنامه خوانی سپری می‌کنند. این علاقه از قدیم الایام به گونه ای بوده است که نام بسیاری از مکانها و جاهای استان را با نامهای مندرج در شاهنامه نامیده اند. به نظر می‌رسد زندگی عشایری همراه به همه کشمکش‌های آن و محیط جغرافیایی کوهستانی و صعب و سختی‌های آن از یک سو و تلاش افراد با سواد در حفظ هویت ملی خود از سوی دیگر انگیزهای قوی برای حفظ ادبیات شفاهی در قالب اشعار شاهنامه و بصورت شفاهی و شنیداری بوده است. زیرا بسیاری از شاهنامه خوانان هم اکنون نیز فاقد سواد خواندن و نوشتن هستند. از دیگر ادب شفاهی در استان باید از تک بیتی‌ها و یا دو بیتی‌های مرسوم با مضامین عاشقانه یاد کرد. یار و دوست، تفنگ و اسب محورهای اصلی در میان شعر شاعران است که به همراه کوه و دشت و صحرا و بهار و چشمه ساران و بطور کلی طبیعت و محل زندگی و ارزشهای مورد قبول یا هنجارهای اجتماعی مضامین شعری ادب شفاهی را بعد از شاهنامه خوانی شکل می‌دهد. بطور مثال چند بیت از این اشعار را در ذیل بیان می‌کنیم.
مو وساورز نی روم دیلگون دیاره دیلگون جی دلبره دل تاب نیاره    من به کوه ساورز نمی‌روم زیرا دیلگون پیدا است.
 دیلگون محل سکونت دلبر است و از این رو دل طاقت دیدن دیلگون را ندارد. 
هر چی دارم قربونت غیر از تفنگم تفنگم مال دولت سی روز جنگم

ای دلبر همه چیز من فدای تو غیر از تفنگم زیرا تفنگ سرمایه ای است و در روز جنگ به درد می‌خورد.
از دیگر جلوه‌های ادب شفاهی در کهگیلویه و بویراحمد قصه‌ها و ضرب المثل هاست. قصه‌ها علاوه بر پرورش خیال کودکان و سرگرمی بزرگان جنبه‌های آموزنده آن بیشتر مورد نظر بوده است. معمولاً تنبلی و سستی و بیکاری را مذموم داشته و ظالم و ظالم پرستی را مورد نفرت قرار داده است. در این قصه‌ها سعی شده است تا روحیه جوانمردی، عدالت خواهی و گذشت و ایثار و کمک به هم نوع و بویژه اقوام و خویشان تقویت شود. اگر چه جنبه‌های منفی نیز در این داستانها پیدا می‌شود لیکن از نظر آموزش‌های مرسوم بسیار آموزنده بوده اند. داستانهایی مثل شاه عباس در لباس درویشی، پادشاه سخاوتمند و عدالت انوشیروان در عدالت خواهی و داستانهای فهلو و فندین در مذهب بیکاری درسهای آموزنده برای جامعه ای است که در آن آموزش‌های کلاسیک مرسوم نبود . قصه هایی همچون وصیت پدر به فرزند، سزای نیکی، داد و بیداد، زن برادر، یک مشت نمک، وصایای اسکندر، سرگذست فایز دشتستانی، احمد بی غم، آدم کم شانس، هفت برادران، افسانه دیو و هفت دختر، جغد داور، مکر روباه، باغبان و شغال، غول و آسیابان، بز و میش، شکارچی و دیو، روباه، کوزه گر، گربه و روباه، قدرت موش، در این استان رایج هستند که تنها نمونه هایی از صدها قصه است.
شاخصهای عمومی :
1- درآمد سرانه استان با نفت 145میلیون ریال(رتبه اول) و بدون نفت 227 میلیون ریال (رتبه 29) می‌باشد
2- متوسط کل هزینه یک خانوار شهری 135528 هزار ریال و یک خانوار روستایی 64211 هزار ریال می‌باشد
3- متوسط درآمد سالانه یک خانوار شهری 116555 هزار ریال و یک خانوار روستایی 62087 هزار ریال است
4- سهم صنعت، کشاورزی، خدمات و مسکن از تولید ناخالص به ترتیب 5.1، 17.1، 72 و 5.4 درصد  و برای کشور  17، 9.9، 62.1 و 11.1 درصد
5- تولید ناخالص داخلی استان با نفت 9467 میلیارد تومان و کشور 365493 میلیارد تومان و استان  با 2.6 درصد تولید ناخالص کشور(رتبه 9)

  6 -تولید ناخالص داخلی بدون نفت استان 1484 میلیارد تومان و کشور 293028 میلیارد تومان که سهم استان 0.5 درصد کشور (رتبه 30) 
7- نرخ مشارکت و بیکاری استان به ترتیب 30.24و 13.22  درصد و در کشور 38.27 و 13.48 درصد می‌باشد.
8- مساحت کل اماکن ورزشی استان 499819 متر مربع می‌باشد و سرانه فضاهای ورزشی استان 83/ متر مربع است
9- راههای اصلی   km505 ، فرعی  km925 ، بزرگراهkm  42 ،روستاییkm  4426 که  km1728 آسفالتهkm 996 شوسه ،خاکی  km1702 
   10- میزان باروری کل استان برابر 17/2 نوزاد و میزان مرگ و میر اطفال زیر یک سال در هر هزار تولد برابر 43/13 درصد می‌باشد
11- ضریب نفوذ تلفن ثابت 24/21 و ضریب نفوذ تلفن همراه 54 و روستاهای دارای تلفن1663
12- نرخ باسوادی شهری استان 89.63درصد و کشور 88.9درصد و نرخ باسوادی روستایی استان 74.34درصد و کشور 75.1 درصد است
13- تا پایان سال 1389 مجموع طول شبکه جمع آوری فاضلاب 998 کیلو متر و تعداد انشعابات فاضلاب در کل استان 1677 فقره می‌باشد
14- با تولید 112274 تن گندم و 83542 تن جو رتبه 22و 17 درکشور داراست.(اراضی قابل کشت ha270 : 210دیم و 60 آبی)
15- تعداد کارگاههای صنعتی با اشتغال 49-10نفر36 کارگاه و با اشتغال بیش از 50نفر 4 کارگاه می‌باشد
16- میزان تولیدات باغی  190هزار تن،زراعی  460هزار  تن ، دامی دو میلیون راس دام و آبزیان 9000 تن
17-میزان منابع بانکی استان 742  میلیارد تومان می‌باشد که   0.4درصد سپرده‌های کل کشور است
18- میزان مصارف بانکی استان 1800 میلیارد تومان می‌باشد 
19-19.23 درصد ازآبهای سطحی ( 1628 میلیون متر مکعب ) و 38.71درصد از آبهای زیر زمینی (272 میلیون متر مکعب )در استان بهره برداری می‌شود
20- تعداد گردشگران داخلی و خارجی استان در سال 1389 به ترتیب 5/7 میلیون نفر و 600 نفر می‌باشد
21- تعداد 13 شهر و  315 روستا گاز رسانی، تعداد 1400روستا آبرسانی و تعداد  1664روستا برقرسانی شده است
22- میزان صادرات غیر نفتی  استان 13.5 میلیارد تومان می‌باشدکه  0.04 درصد صادرات غیر نفتی کشور است